یلدا
تولدت مبارک my little sister
تولدت مبارک my little sister
مثه دیروز عصر...
جوری که حتی نمی تونم فکرهای خوبمو باور کنم.
فقط خوبیش اینکه می دونم در عین عمق
حس عمیقش
مقطعیست.
دنبال معجزه نیستم
دنبال لبخند آیدام.
باید توجه کنم.به خودم.به آیدای من.
می خوام بو بکشم.
می خوام حرکت کنم.آروم و مصمم.
هیچ چیز از دست رفتنی نیست.
هیچ چیز برای من با اهمیت تر از رنگ نیست
و هیچ چیز پررنگ تر از خیال لبخندی مرموز و شیطنت آمیز- به سبک خودم-برای من نیست...
آیدا رهاست.
من ازلحظه ها عبور می کنم.من از لحظه ها عبور خواهم کرد.من مسئول آیدا هستم...
آیدای عزیزم یه شکارچی ۲۹ ساله هست که همیشه مراقبته.
....
توی این خلسه خوشبخت گاهی با ضربه محکم یه نگاه غریبه به خودم میایم و یادم می افته
که چیزهایی رو توی این راه برای خودم برداشتم که منو محکم به زمین می چسبونه...
این حس برام خیلی غریبه.انگار که دوسش نداشته باشم...