آیدای دوقرونی

گاهی باید روزها رو لی لی کرد و پرش یه پایی و دوپایی زد.

گاهی روزا گرمتر یا سردتر از اونیه که بتونه نظرتو جلب کنه.

گاهی تو مهمتر و یا بی اهمیت تر از اونی هستی که بتونی توجه کسی رو جلب کنی.

کم پیش میاد که کسی رو داشته باشی که نتونی توجهشو جلب کنی و اون باشه .فقط باشه.

گاهی دوقرونم نمی ارزی.

اعتراف

دارم اذیتت می کنم انگار...

مرگ ابراهیم

هنوز چیزی از یخ زدگیم کم نشده

هنوز رنگ سبز اون کتاب لعنتی مانو...

نمی تونم بهت زنگ بزنم شقی

یه پرده کوچولوی تار جلوی چشممه

واینکه این قصه مثه همیشه غریب و سنگینه.