کندشدم

کند شدم...مثه یه نوار کاست جمع شده

کند شدم و غیر قابل شنیدن

همه چیز تو ذهنم فقط شیفت پیدا می کنه و بعد تو دره سقوط  می کنه یا گم میشه یا عمدا گم و گورش می کنم...

همه چیزو می شنوم و انگار...لمس شدم

دارم رو فلسفه ی single and fabilous .به زور کار می کنم.نیاز به یه تلقین کار درست دارم.چیزی که چند وقتی سرم بهش گرم باشه....

 

 

فکر کردم دیگه نیستی

دیروز کلی سعی کردم-نبودی-من همیشه این مشکلو داشتم که چند جا می نویسم و هیچ وقت هم نمیشه پیداشون کرد-خوشحالم که سر جاتی با همه چیزهایی که توش نوشته بودم...

در حال تجربه کردن یه اتفاق بی حاصلم...تابلوئه که سر انجامی نداره...خوش گذشت