دمق
فکر کنم دقیقا آفلاین ستاره باعث شد بیامو بنویسم.یه نکاهی به کل پستام کردم ببینم به کسی بدو بیراه نگفته باشم...
چند روزه خیلی دمقو غمگینم البته اون ۳ ۴ ساعتی که با میترا رفتیم فرودگاه امام دنبال مینا و تا فردا صبحش کلی خندیدم دمقیمو کمی فراموش کرده بودم . ولی در مجموع دلم گرفتگی خاصی داره که دلیلشو می دونم.
امممم.دیشب ۴ ساعت رو تخت تو تاریکی دراز کشیده بودمو حرکت نمی کردم.به هیچ نتیجه خاصی نرسیدم اما آرومتر شدم.باید یاد بگیرم و تجربه کنم.باید حرکت کنم و شکار کنم.باید آروم و راحت باشم.
باید کمی خاص باشم.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 14:13 توسط آیدا
|