ممارست می کنم.

مینا گفت که این  می تونه به زعم آقای پدر یه تمرین  باشه و من در این لحظه  این تمرینو دوس دارم.

یه شکارچی قوی دوباره تفنگشو گذاشته رو شونشو داره بو میکشه از روی سمت وزش باد ومیزان  تازه بودن کثافت حیوونا و از روی آثاربه جا مونده روی درختها و... داره دنبال شکارش می گرده.