دارم فکر می کنم

به اینکه آیا چیزی که دیروز به شقی گفتم انتخابی آگاهانست؟

-من چند وقته که بیشتر نگاه می کنم و کمتر حرف می زنم.کمتر می نویسم یا حتی نمی نویسم...

-به قصه تمرین.

به اینکه تمرین .به صرف تمرین .انگیزاننده نیست.

یک لرزش عمیق و عصبی در درونم بود که منو به اینجا کشوند.

حس از دست دادن.حس به دست آوردن.حس از دست رفتن و حضور.

چیزی که انگار واقعی تر از هر قصه دیگه بود.

عشقی در من نسبت به به حروف  فارسی روی کلیدها به وجود اومده.دیشب خوشحالتر خوابیدم.