حرفهایی برای نوشته شدن هست.

به این نوع تلگرافی فکر کردن دلبسته شدم.

چیزهایی از نوع  قدرت .ازنوع توانایی در وجودم کشف می کنم.

این بهم حس لرزش توام با برق چشم میده.

برق چشمامو دوس دارم.وقتی که هست.یعنی چیزی در ذهنم هست.

چیزی قوی و روان.

داشتم می گفتم چطور میشه راحت گفت که "نمیشه"

گفتن نمیشه خیلی خیلی سخته.این یعنی همه راهها رو میدونم همشونم امتحان کردم وحالا می گم که "نمیشه"!

دیروز به مدت نیم ساعت گفتم میشه و عده بیشتری گفتند که نمیشه.

قرار شده امروز روش شدنش رو نقاشی کنم.

شدن ها رو دوست دارم.

این یه لوپه.

یه لوپه قوی.

وقتی که چیزی میشه پوست صورتمم برق میزنه!

اینو مطمئنم.