آخیش
حرف زدم.راجع بهش حرف زدم.شروین گفت اصلا نگران نباش مهم نیست
آخییششششششششششش
پس حالا می تونم از خوشحالیهام بگم .از اینکه دیشب با غزل رفتیم و یه عالمه غذاهای چاقانه خوشمزه خوردیم.عین دو تا خرس
فکرشو بکن .بعدش هم یه شعر از نرودا با هم خوندیم و خوشحال تر شدیم.
یوهو یوهو
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 9:34 توسط آیدا
|