عید کجام؟
دو -سه ساله عید ها برای من ترس از دست دادن بوده.دو-سه ساله سکه ننداختم تو تنگ ماهی-دو سه ساله آرزو نکردم.شاید امسال نترسم.نه چیزی برای ترسیدن نیست-شاید امسال بعد از سال تحویل از خونه بیرون نزنم و کوچه های خلوتو نگاه نکنم که خیابونها هیچ وقت به این آرومی نیستن...شاید امسال همونطوری باشه که لیاقت یک عیده .با حس نرگس و سبزه و تنگ ماهی تو هفته آخر اسفند-پیکی که باید حلش کنیم و من تا قبل از سال تحویل تمومش کردم -یا شبای چارشنبه سوری .امتحان جغرافی.قاشق زنی-کادوی عید که نمی دونم مامانم با چه انگیزه ای همیشه می گفت (تا وقتی هنوز مدرسه نرفته بودم)که اینو پاپانوئل آورده!-بابا که یا مقلب القلوب ...میخوند و همیشه یه چایی قبل از سال تحویل می ریخت وبعد از سال تحویل این شوخی همیشگی رو می کرد که "ببین بابا چایی من یکساله داغ مونده" و می خندیدیم.هر سال .و اون اسکناس لای قران که مامانم میداد.شاید امسال عید پیش مامانو بابا باشم با همه حس ها و خاطره ها