برای لافکادیوی عزیز
مسن تر شدن فقط رو دامنه و فرکانس تغییرا ت ذهنی تاثیر می ذاره اما هیچ وقت نمی شه حذفش کرد.وقتی کوچیکتری فکر میکنی .دنبال مسئله می گردی .خودتو در گیرش می کنی و حس می کنی باید حلش کنی ووقتی مسن تری نگاش می کنی گاهی دستشو می گیری و بیشتر وقتا رهاش می کنی.غمگین شدن دیگر همواره از روی درد نیست.و من و تو مسن شدیم.ما مسن تر شدیم.
وقتی 17 سالم بود نوشتم:
کودکی هایم برای تو
بیا بزرگ شویم
بزرگ یعنی هیچ
بیا هیچ شویم.
و حالا که ۲۷ سالمه می نویسم:
می خواستم کودک نباشم
می خواستم بزرگ شوم
می خواستم حتی
هیچ شوم.
من بزرگ شدم
کودکی درونم را لبریز کرد.
کودکی نزدیک ترین و همواره ترین شد.
انگار مرا در آغوش گرفته است.
اگر نباشد .اگر لحظه ای نباشد
هرگز نمی توانم باشم.بزرگ باشم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 8:34 توسط آیدا
|